عادل ابراهیمی، مردی که برای وطن ایستاد
بعضی از مردان، برای ماندن در زمین آفریده نمیشوند؛ آنان از همان آغاز، مسافر آسماناند. روزگار فقط فرصتی کوتاه به آنان میدهد تا درس غیرت، ایمان و ایثار را به تاریخ بیاموزند و سپس، با بالهایی از نور، به سوی معبود خویش پرواز کنند. شهید عادل ابراهیمی از همان مردان بود؛ مردی که زندگی را نه در آسایش، بلکه در دفاع از حقیقت معنا کرد.
بیستوچهارم آبان سال ۱۳۴۱، تهران شاهد طلوع ستارهای شد که قرار بود سالها بعد، در آسمان سرخ فاو بدرخشد. کودکیاش در میان مردم این سرزمین سپری شد، اما جوانیاش با طنین «هل من ناصر» گره خورد. هنگامی که دشمن بعثی مرزهای میهن را آماج آتش و تجاوز قرار داد، عادل آرام ننشست. او باور داشت که اگر مردان این سرزمین سلاح بر زمین بگذارند، دشمن بر ناموس، خاک و ایمان این ملت خواهد تاخت.
او راه جبهه را برگزید و در جایگاهی ایستاد که سهم مردان صبور و دلیر است؛ تکتیرانداز شد. تکتیرانداز یعنی چشمانی که از خواب گذشتهاند تا دیگران آرامش داشته باشند؛ یعنی نفسی که در میان انفجارها آرام میماند؛ یعنی قلبی که تنها برای خدا میتپد. عادل، در سکوت سنگرها، نگهبان جان همرزمانش بود و کابوس نیروهای دشمن.
آنگاه که عملیات بزرگ والفجر ۸ آغاز شد و رزمندگان اسلام حماسه فتح فاو را رقم زدند، عادل نیز در صف نخست مردان خدا ایستاد. آن شبها، اروندرود شاهد عبور دلیرمردانی بود که با دستان خالی اما قلبهایی لبریز از ایمان، در برابر ارتشی مجهز ایستادند. آنان آمده بودند تا ثابت کنند قدرت واقعی، نه در سلاح، بلکه در ایمان است.
در سرزمین فاو، هر وجب خاک با خون مردان خدا رنگین شد. عادل نیز تا آخرین لحظه، استوار و بیباک جنگید. نه صدای گلوله او را لرزاند و نه آتش دشمن ارادهاش را شکست. سرانجام، در نخستین روز اسفند سال ۱۳۶۴، ترکش دشمن بر پیکرش نشست؛ اما آنچه بر زمین افتاد، جسم او بود، نه روحش. روح عادل از میان دود و آتش گذشت و به آسمانی رسید که سالها انتظارش را میکشید.
امروز اگر از فاو سخن گفته میشود، باید از مردانی نیز گفت که آن پیروزی را با خون خود نوشتند. اگر نام ایران با عزت برده میشود، اگر امنیت بر این سرزمین سایه افکنده است، اگر پرچم سهرنگ ایران همچنان سربلند در اهتزاز است، سهم بزرگی از این افتخار متعلق به شهیدانی چون عادل ابراهیمی است؛ مردانی که جان خود را دادند تا شرف یک ملت باقی بماند.
اکنون مزار مطهر او در گلزار شهدای کوثر نیار اردبیل مأمن دلهای عاشق است. اما حقیقت آن است که شهدا در قبرها محصور نیستند؛ آنان در رگهای این ملت جریان دارند، در غیرت جوانان این سرزمین نفس میکشند و در هر پرچمی که بر فراز ایران برافراشته میشود، حضور دارند.
ای شهید سرافراز! تو رفتی تا به ما بیاموزی که مردانگی، در گفتار نیست؛ در ایستادن است. تو رفتی تا ثابت کنی راه حسین(ع) هنوز رهرو دارد. تو رفتی، اما نامت ماند؛ راهت ماند؛ غیرتت ماند؛ و پرچمی که با خونت برافراشته شد، تا همیشه بر بلندای این سرزمین خواهد ماند.
سلام بر تو، ای مرد میدانهای آتش؛ سلام بر تو، ای تکتیرانداز دلاور فاو؛ سلام بر تو که با ترکش دشمن، بالهای پروازت گشوده شد و جاودانه شدی. نامت تا همیشه در تاریخ این سرزمین خواهد درخشید؛ زیرا شهیدان هرگز نمیمیرند، آنان چراغ راه آزادگان جهاناند.
نامش جاودان..






دیدگاهتان را بنویسید