شهرستان ها
طلوع در برفهای پنجوین
او در جوانی به شهادت رسید، اما در آن لحظه، هزاران سالِ نوری به کمال نزدیک شد. شهید حسین اجاقی، در همان آبانماهی که متولد شده بود، میانِ آتش و برف، دوباره متولد شد؛ این بار در آغوشِ ابدیت.
مسافر فاو
شهید رحمتالله اجاقی تنها یک رزمنده نبود؛ او نماد نسلی بود که با ایمان، شجاعت و فداکاری، از استقلال و سربلندی ایران دفاع کرد. نسل مردانی که از آسایش خود گذشتند تا آیندهای امن برای فرزندان این سرزمین باقی بماند. آنان ثابت کردند که عظمت یک ملت، در ایمان و ایثار فرزندانش نهفته است
عظیم اجارودی؛ مردی که ایستادگی را معنا کرد
باد سرد پاییزی، ارتفاعات پنجوین را در آغوش گرفته بود. مه، آرامآرام روی سنگها مینشست و سکوتی سنگین، پیش از آغاز درگیری، همه جا را فرا گرفته بود. در میان رزمندگان عملیات والفجر ۴، جوانی از دیار گرمی، آرام و استوار پشت دوربین سلاحش ایستاده بود؛ عظیم اجارودی، متولد ۲۵ بهمن ۱۳۴۰، تکتیراندازی که نگاهش از میان مه، راه دشمن را میدید.
قاچاق آتشی؛ عقاب جزیره مجنون
همرزمانش میگفتند در واپسین لحظات، چهرهاش آرام بود؛ آرامشی که فقط مردان بزرگ میدان نبرد آن را میشناسند. در بیستوهشتم خرداد ۱۳۶۳، در دل عملیات خیبر، جسمش بر خاک جزیره مجنون ماند، اما نامش از خاک فراتر رفت.
آخرین سنگر در سپیدی برف
لحظهای رسید که سپیدی برف، قامت استوارش را در آغوش گرفت. سرما، آرامآرام جسمش را از حرکت بازداشت، اما نتوانست روح بلندش را شکست دهد. او ایستاده در سنگر غیرت، در دل کولاک جاودانه شد؛ گویی کوه، فرزند خود را در آغوش کشید تا برای همیشه نگهبان مرزهای ایران بماند.
طلوعی در فاو، غروبی در بهشت؛ روایتی از حماسه شهید «لطیف آبیاری»
در تقویمِ ایام، روزِ بیست و هفتم بهمنماه سال ۱۳۶۴، برای منطقه «فاو» و حومه «بصره»، روزی متفاوت بود. در حالی که عملیات «والفجر ۸» به اوجِ سرنوشتساز خود رسیده بود، جوانی از خطهی مرزیِ بیلهسوار، لطیف آبیاری، در قامتِ یک رزمندهی بیباک، بارِ امانتی سنگین را بر دوش میکشید.
تکتیرانداز دشت سومار
او خوب میدانست راهی که انتخاب کرده، راه مردان بزرگ است؛ راهی که پایانش شاید بازگشت به خانه نباشد، اما آغاز جاودانگی باشد.
سروِ سربلندِ فکه؛ روایتی از استقامت زیدالله
حقیقت این است که بدنش را آزردند، نه روحش را. دشمن میتوانست جسم او را در بند بکشد، اما نمیتوانست ایمانش را تسلیم کند. زیدالله با خون خود نوشت که مردان خدا در سختترین لحظهها نیز شکست نمیخورند؛ آنان فقط از خاک به افق میروند.
مردی که نفسش را فدای وطن کرد
در نخستین روز اردیبهشت ۱۳۶۷، در دزفول، آسمان شاهد پرواز مردی شد که دشمن نتوانست ارادهاش را در هم بشکند. غلامحسین بر اثر مسمومیت ناشی از سلاحهای شیمیایی به شهادت رسید؛ جنایتی که نهتنها جسم او را هدف گرفت، بلکه مظلومیت رزمندگان این سرزمین را برای همیشه در تاریخ ثبت کرد.


















