عزت؛ مردی از تبار ایستادگی
عزت احدی، فرزند بیلهسوار، از نسلی بود که معنای واقعی غیرت، ایمان و فداکاری را در میدان عمل نشان داد.
او در پنجم شهریور ۱۳۴۷ چشم به جهان گشود؛ جوانی که تقدیرش این بود تا در روزهای سخت دفاع از میهن، مردانه به میدان بیاید و نام خود را در دفتر پرافتخار شهیدان ثبت کند.
سالهای جنگ، سالهای آزمون بزرگ ملت ایران بود. در آن روزگار، جوانان بسیاری از خانه و خانواده دل کندند و راه جبهه را در پیش گرفتند. عزت احدی نیز از همان جوانانی بود که آرامش و آسایش خود را فدای امنیت و سربلندی سرزمینش کرد.
در جبهه، مسئولیت تکتیراندازی را بر عهده داشت؛ مسئولیتی که نیازمند شجاعت، تمرکز، صبر و استواری بود. تکتیرانداز باید در سختترین لحظات، آرامش خود را حفظ کند و در برابر دشمن، با دقت و جسارت بایستد.
عزت، جوانی بود که برای انجام این وظیفه آماده بود. در عملیات والفجر ۸، هنگامی که رزمندگان اسلام در منطقه عملیاتی فاو با دشمن بعثی میجنگیدند، عزت نیز در صف مدافعان این سرزمین حضور داشت. فاو شاهد یکی از حماسیترین صحنههای دفاع مقدس بود؛ صحنههایی که در آن، جوانانی با دستان خالی اما با دلهایی سرشار از ایمان، در برابر دشمن ایستادند. در آن میدان، عزت تنها برای خود نمیجنگید؛ پشت سر او خانوادهها، شهرها، مردم و تمام ایران ایستاده بودند.
او میدانست که دفاع از وطن، هزینه دارد؛
میدانست که راه جبهه ممکن است بازگشتی نداشته باشد؛
اما مردان بزرگ، هنگامی که پای آرمان و میهن در میان باشد، از سختی راه نمیهراسند.
سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۶۴، در منطقه بصره عراق و در جریان عملیات والفجر ۸، گلوله دشمن بر پیکر عزت نشست و او به شهادت رسید.
جوانی از بیلهسوار، در سرزمینی دور از زادگاهش، جان خود را برای ایران تقدیم کرد.
اما شهادت پایان راه عزت نبود.
نام او در شمار شهدای مفقودالاثر قرار گرفت؛ نامی که سالها در انتظار، جستوجو و خاطره باقی ماند. مفقودالاثر بودن، تنها به معنای نبودن پیکر نیست؛ گاهی یعنی سالها انتظار برای یک نشانه، یک خبر و یک آرامش.
با این حال، هیچ مفقودالاثری در حافظه یک ملت گم نمیشود.
امروز گلزار شهدای مفقودالاثر مشگینشهر، یادآور نام مردانی است که جسمشان شاید سالها در خاکهای جبهه باقی مانده باشد، اما روح و آرمانشان در میان مردم زنده است.
نام عزت احدی نیز در میان همین نامهای جاودانه قرار دارد؛ نام جوانی که در اوج جوانی، به جای انتخاب آسایش، راه ایثار را برگزید و در برابر دشمن ایستاد.
او نشان داد که قهرمانی به سن و سال نیست؛
به مقام و عنوان نیست؛
به قدرت و امکانات نیست.
قهرمانی یعنی وقتی سرزمینت به تو نیاز دارد، بایستی.
یعنی در سختترین میدان، عقبنشینی نکنی.
یعنی جان خود را با سربلندی تقدیم کنی تا دیگران در امنیت زندگی کنند.
عزت احدی ایستاد؛
جنگید؛
و جاودانه شد.
امروز نسلهای بعد شاید صدای انفجارهای فاو را نشنیده باشند، شاید خاکریزهای آن روزها را ندیده باشند و شاید سختی آن دوران را با تمام وجود درک نکرده باشند؛ اما میتوانند نام عزت را به یاد بسپارند. چرا که تاریخ یک ملت تنها با تاریخ جنگها نوشته نمیشود؛ با نام انسانهایی نوشته میشود که در لحظههای بزرگ، انتخاب بزرگ کردند.
عزت احدی یکی از همان انتخابهای بزرگ تاریخ این سرزمین است. او از بیلهسوار برخاست، در جبهه فاو ایستاد و در راه دفاع از میهن به شهادت رسید. امروز اگر نامش بر زبان میآید، باید با احترام گفته شود؛ زیرا پشت این نام، جوانی نهفته است که بهترین سالهای زندگی خود را تقدیم کرد تا پرچم ایران سربلند بماند.
عزت احدی؛
شهید مفقودالاثر عملیات والفجر ۸؛
تکتیرانداز جبهه فاو؛
فرزند بیلهسوار؛
و یکی از مردانی که با خون خود نوشتند:
«برای دفاع از این خاک، ایستادگی پایان ندارد.»






دیدگاهتان را بنویسید