آخرین اخبار
فصلنامه "خط هشت" سال ششم/ شماره دوازدهم- مهرماه 1401

یادداشت/ پيراهنِ سپيدِ رزم

خيلي‌ها احساس مي‌كنند جاي تو در پشت جبهه‌هاست و در زمان جنگ فقط پيراهن، شلوار، شالگردن، كلاه و... بافته‌اي! يا اين‌كه پرستاري كرده‌اي،... امّا خيل آنان‌كه به خوبي مي‌دانند اسلحه بر دست گرفته و حتي تن به تن جنگيده‌اي، خيلي خيلي بيشتر است!!
اشتراک گذاری
06 اکتبر 2022
554 بازدید
کد مطلب : 1178

قرار نيست بترسي! اصلا ترس در وجودت تعريف نشده است. نگاهت به سمتي است كه دشمن از ترسش در آن‌جا پناه گرفته. در كنار برادرانت نشسته‌اي تا جاني تازه كرده و باري ديگر بر پيكر بعثي‌ها بكوبي و آنان را تا بي‌نهايت خاك خودي عقب براني.

هر كس تو را نشناسد، فكر مي‌كند چنين تصاويري را با فتوشاپ يا هر وسيله‌ ديگري در دنياي مجازي ساخته‌اند! امّا آنان كه تو را مي‌شناسند، به خوبي درك مي‌كنند كه وقتي پاي دشمن بر خاك وطن وارد شود ديگر مرد و زن نمي‌شناسد و همه براي دفاع آماده مي‌شوند.

خيلي‌ها احساس مي‌كنند جاي تو در پشت جبهه‌هاست و در زمان جنگ فقط پيراهن، شلوار، شالگردن، كلاه و… بافته‌اي! يا اين‌كه پرستاري كرده‌اي،… امّا خيل آنان‌كه به خوبي مي‌دانند اسلحه بر دست گرفته و حتي تن به تن جنگيده‌اي، خيلي خيلي بيشتر است!!

تو پاكي، چرا كه هراسي از حضور دشمن حتي در چند قدمي‌ات نداري و آمده‌اي تا ثابت كني هرگز نترسيده‌اي.

جاي‌جاي خيابان‌ها و كوچه‌هاي خرمشهر پر از ياد توست. وقتي پشت نخل‌ها پناه گرفته و به سمت دشمن گلوله مي‌انداختي، گاهي مادر بودي و گاهي خواهر! همپاي ديگر رزمندگان مي‌جنگيدي و خستگي نداشتي، حتي شب‌هايي چشم بر هم نمي‌گذاشتي و نمي‌خوابيدي؛ حواست به اطراف و همه‌جا بود و پُست مي‌دادي كه نكند دشمن نفوذ كند و غافل بماني.

تو روي خاكريز نشسته‌اي … چون غيرت داري؛ به مانند همان پرستاران كه در دوران همه‌گیری ویروس كرونا، مدافع سلامت شدند و اين لباسِ سپيد را به تن كردند و مرهم دردهاي بيماران شدند. خيلي از آن‌ها پر كشيدند و باز هستند پرستاراني كه با جان و دل، زينب‌وار كنار بيماران مي‌نشينند و به حرف‌‌شان گوش مي‌دهند يا دواي دردشان هستند.

یادداشت: محمد حسين حسين پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محدودیت زمانی فراتر رفت. لطفا یک بار دیگر کپچا را کامل کنید.