خط هشت
فصلنامه "خط هشت" سال ششم/ شماره دوازدهم- مهرماه 1401
شعر/ جنگ وقتی که آمد
شعر خانم حدیثه اسمعیلی/ ۱۷ ساله/ مرکز یک اردبیل با عنوان "جنگ وقتی که آمد" منتشر شد.
فصلنامه "خط هشت" سال ششم/ شماره دوازدهم- مهرماه 1401
فیلم کوتاه را برای اشاعه فرهنگ ایثار و مقاومت دریابیم
در کشور ما هم ژانر جنگی از همان ابتدای تولید این فیلمها در دهه شصت به دلیل تاثیر از جنگ تحمیلی، فیلمهای ارزشمندی تولید و اکران شد که برخی از آنها جز پرفروشترین و پر تماشاگرترین فیلمها بود.
فصلنامه "خط هشت" سال ششم/ شماره دوازدهم- مهرماه 1401
ضرورت توجه به ادبیات کودک و نوجوان
قصه، شاید جدیترین پدیدهایست که کودک به واسطه آن با دامنه وسیعی از آداب و رسوم و فرهنگ جوامع آشنا میشود.
فصلنامه "خط هشت" سال ششم/ شماره دوازدهم- مهرماه 1401
برگزيده
طولاني سخن گفتن چيزي را عوض نخواهد كرد... «بابا خدا كنه شهيدشي...»
فصلنامه "خط هشت" سال ششم/ شماره دوازدهم- مهرماه 1401
روایت جانبازی تا کارآفرینی
در شرایطی که کشورمان با پدیده نوظهور ویروس کرونا دسته و پنجه نرم میکرد، انسانهایی بودند که شب و روز نداشتند و مجاهدانه در پشت خط مقدم با تهیه لوزام ضروری بهداشتی و درمانی در خدمت مردم بودند.
فصلنامه "خط هشت" سال ششم/ شماره دوازدهم- مهرماه 1401
خوابت سپيد رزمنده
كمكم بغض گلويم را ميفشارد! ... برادر... اخوي... حاجي... داداش... برخيز و دستم را بگير. نگاهم كن. رفيقت چه سخت نشسته. كجا بودم؟ كجا هستم؟ ميداني برادر، احساس ميكنم خيلي وقت است ميشناسمت اما زمانه مرا از تو دور كرده است. ميدانم تو خوب مرا ميشناسي، امّا من... .
فصلنامه "خط هشت" سال ششم/ شماره دوازدهم- مهرماه 1401
در انتظار
*فصلنامه خط هشت امیدوار است با انعکاس چنین سرگذشتهایی که بر اساس گفتههای خانواده و توسط نویسنده نگاشته شده است، بتواند در روشنگری موضوع کمک نماید.
فصلنامه "خط هشت" سال ششم/ شماره دوازدهم- مهرماه 1401
یادداشت/ پيراهنِ سپيدِ رزم
خيليها احساس ميكنند جاي تو در پشت جبهههاست و در زمان جنگ فقط پيراهن، شلوار، شالگردن، كلاه و... بافتهاي! يا اينكه پرستاري كردهاي،... امّا خيل آنانكه به خوبي ميدانند اسلحه بر دست گرفته و حتي تن به تن جنگيدهاي، خيلي خيلي بيشتر است!!
فصلنامه "خط هشت" سال ششم/ شماره دوازدهم- مهرماه 1401
مرد ناتمام/ نگاهی کوتاه به زندگی شهید مختار مقيمي سوها
داشتیم در منطقه سومار پیش میرفتیم که به رودخانهای رسیدیم. مختار با گفتن «بیایید غسل شهادت بدیم» وارد آب شد و غسل داد و یک روز بعد از عاشورای حسینی به درجه رفيع شهادت نائل آمد.





















