روایت ایثار شهید اسماعیل ابراهیمنیا؛ از امدادرسانی تا شهادت
شهید اسماعیل ابراهیمنیا از آن دست جوانانی بود که عمرشان را با تعداد سالهای زندگی نمیتوان سنجید، بلکه باید با عمق اثر و بزرگی انتخابشان شناخت. او در اول مهرماه ۱۳۴۵ در اردبیل متولد شد و در روزگاری که کشور به فرزندانش نیاز داشت، آسایش را کنار گذاشت و در قامت یک امدادگر راهی میدانهای نبرد شد؛ جایی که هر قدمش میتوانست آخرین قدم زندگی باشد.
او سلاحش مهربانی و رسالتش نجات جان همرزمان بود. در هنگامهای که صدای انفجار و گلوله سکوت کوهستانهای غرب کشور را میشکست، اسماعیل بیهراس خود را به مجروحان میرساند و با روحیهای سرشار از ایمان و مسئولیت، جان دیگران را بر جان خویش مقدم میدانست. چنین روحیهای بود که از او نه فقط یک امدادگر، بلکه نمادی از ایثار و انسانیت ساخت.
سرانجام در هفدهم مهرماه ۱۳۶۲، در بوکان استان آذربایجان غربی، گلولهای که به سر این جوان فداکار اصابت کرد، جسم او را از حرکت بازداشت؛ اما نتوانست آرمان و یادش را خاموش کند. شهادت او پایان یک زندگی نبود، بلکه آغاز ماندگاری نامی شد که در فهرست پرافتخار فرزندان رشید ایران ثبت شد.
امروز مزار شهید اسماعیل ابراهیمنیا در گلزار شهدای ججین اردبیل، یادآور جوانی است که در اوج شکوفایی، بزرگترین سرمایه خود را برای دفاع از میهن و نجات همنوعانش تقدیم کرد. روایت زندگی او، روایت نسلی است که با ایمان، شجاعت و ازخودگذشتگی، امنیت و سربلندی ایران را رقم زدند. زنده نگه داشتن یاد این شهید، تنها ادای احترام به یک نام نیست؛ بلکه پاسداشت فرهنگی است که بر پایه فداکاری، مسئولیتپذیری و عشق به وطن بنا شده است.
نامش جاودان..






دیدگاهتان را بنویسید