شهید یحیی ابراهیمی اردی؛ سرو سرخی که در بهار خونین راژان به آسمان رسید
بعضی نامها را نمیتوان تنها در چند سطر زندگینامه خلاصه کرد. بعضی انسانها آنقدر بزرگ میشوند که تاریخ، آنان را نه با سالهای زندگی، بلکه با لحظههای ایثارشان به یاد میآورد. شهید یحیی ابراهیمی اردی از همین مردان بود؛ جوانی از دیار سبلان که قلبش برای ایران میتپید و سرانجام جانش را در راه امنیت این سرزمین تقدیم کرد.
او در چهارم مهرماه سال ۱۳۳۸ در اردبیل، شهر غیرت و ایمان، چشم به جهان گشود. در کوچههای همان شهر قد کشید، با فرهنگ مردمانی نجیب و مومن بالید و آموخت که مردانگی تنها در زیستن نیست؛ گاهی در فدا شدن برای دیگران معنا پیدا میکند.
روزگار، روزگار آزمون بود. دشمنان میخواستند آرامش را از مرزهای ایران بگیرند و آتش ناامنی را در گوشهوکنار کشور شعلهور کنند. در چنین روزهایی، یحیی ابراهیمی اردی از میان هزاران جوان این سرزمین برخاست و به صف مدافعان وطن پیوست.
او در جبهه مسئولیت تکتیراندازی را بر عهده داشت؛ مسئولیتی که به دستانی استوار، چشمانی تیزبین و قلبی نترس نیاز داشت. مردان این میدان، پیش از آنکه به مهارت شناخته شوند، با شجاعتشان شناخته میشدند و یحیی از همین تبار بود.
چهارم اردیبهشت ۱۳۵۹، در منطقه عملیاتی راژان در آذربایجان غربی، آسمان شاهد صحنهای بود که سالها بعد نیز در حافظه مردم باقی ماند.
در میان هیاهوی نبرد و صدای گلولهها، تکتیرانداز جوان اردبیلی همچنان در سنگر دفاع از میهن ایستاده بود. او آمده بود تا از اسلام و خاک ایران پاسداری کند؛ آمده بود تا نگذارد دشمن امنیت مردمش را به تاراج ببرد. در همان میدان نبرد، گلولهای به سرش اصابت کرد؛ گلولهای که جسم او را از زمین گرفت، اما روحش را به بلندای جاودانگی رساند.
آن روز، راژان تنها شاهد شهادت یک رزمنده نبود؛ شاهد تولد یک قهرمان بود. تاریخ این سرزمین با نام مردانی نوشته شده است که هنگام خطر، پشت وطن را خالی نکردند. شهید یحیی ابراهیمی اردی یکی از همان نامهاست؛ نامی که شاید در هیاهوی زمان گم نشود، زیرا با خون بر صفحه تاریخ نقش بسته است.
او از جان خود گذشت تا ایران بماند؛ تا کودکان این سرزمین در آرامش بخندند؛ تا پرچم سهرنگ ایران بر فراز قلههای افتخار برافراشته بماند. این همان معاملهای است که شهدا با خدا و میهن خود انجام دادند؛ معاملهای که سود آن جاودانگی است.
امروز پیکر مطهر این شهید والامقام در گلزار شهدای علیّه اردبیل آرام گرفته است. اما حقیقت آن است که شهدا در میان خاک محصور نمیشوند. آنان در قلب ملت، در خاطره شهرها و در رگهای تاریخ جاری میمانند.
هر زائری که بر مزار شهید یحیی ابراهیمی اردی حاضر میشود، در برابر نام مردی میایستد که جوانیاش را نثار عزت ایران کرد؛ مردی که در بهار عمر خویش پر کشید تا بهار امنیت و استقلال برای میهنش ماندگار بماند. شهید یحیی ابراهیمی اردی تنها یک نام در فهرست شهدا نیست؛ او روایت زنده غیرت، شجاعت و عشقی است که فرزندان این سرزمین به ایران دارند؛ عشقی که با گذشت سالها نهتنها کمرنگ نمیشود، بلکه نسل به نسل روشنتر و پرشکوهتر ادامه مییابد.
نامش جاودان..






دیدگاهتان را بنویسید