آخرین اخبار

معرفی کتاب انسان250ساله

معرفی کتاب انسان 250ساله
اشتراک گذاری
12 می 2026
5 بازدید
کد مطلب : 9609

درطول ‌قرن‌ها، عدم‌ توجه به ابعاد مهم و شاید اصلی زندگی ائمه، غربت تاریخی آن‌ها را استمرار بخشیده .
عنصر(مبارزه سیاسی) که خط ممتد زندگی ائمه را در طول ۲۵۰ سال تشکیل می‌دهد در لابه‌لای روایات و احادیث و شرح حال‌های ناظر بر جنبه‌های علمی و معنوی گم شده .
زندگی این بزرگواران در مجموع یک حرکت مستمر و طولانی است که از سال دهم، یازدهم هجرت شروع می‌شود و ۲۵۰سال ادامه پیدا می کند .
باید یک انسانی را فرض کنیم که ۲۵۰سال عمر کرده و در سال ۱۱هجرت قدم در راهی گذاشته و تا سال ۲۶۰هجری این را طی کرده .
هر انسانی که از عقل و حکمت برخوردار باشد در یک حرکت بلند مدت تاکتیک‌ها و اختیارات موضوعی خواهد داشت، گاهی ممکن است لازم بداند حرکت کند، گاهی عقب نشینی حکیمانه، اما همان ‌عقب‌نشینی هم حرکتی رو به جلو است .

پیامبر (ص)، این مخلوق بی‌نظیر الهی، این انسان کامل که قبل از نزول وحی الهی به این مرحله از کمال رسیده است، از اولین لحظه بعثت یک جهاد مرکب همه‌جانبه دشوار را آغاز کرد.

اولین سلول‌های پیکره امت اسلامی در همان روزهای دشوار مکه با دست توانای پیامبر بنا شد.

یک عده‌ای اسلام را فقط مسئله فردی دانستند و سیاست را از اسلام گرفتند، در حالی که پیامبر بعد از رها شدن از دشواری‌های مکه اولین کاری که کرد سیاست بود (بنای جامعه اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی).

دوره مدینه فصل دوم دوران ۲۳ سال رسالت پیامبر است (۱۳ سال مکه فصل اول بود و مقدمه‌سازی برای فصل دوم و فصل دوم، شالوده‌ریزی نظام اسلامی و ساختن یک الگو و نمونه از حاکمیت اسلام برای همه زمان‌ها و تاریخ انسان و همه مکان‌ها).

پیامبر الگو را ایجاد کرد تا اینکه چقدر بتوانند آن را ادامه دهند و بعدی‌ها چقدر بتوانند خودش را به آن نزدیک کنند بسته به همت آن‌هاست.

نظامی که پیامبر ساخت شاخص های گوناگونی دارد که در بین آن ها هفت شاخص برجسته تر است:
۱-ایمان و معنویت(انگیزه و موتور پیش برنده حقیقی در نظام معنوی)
۲-قسط و عدل
۳-علم و معرفت (در نظام نبوی پایه همه چیز دانستن است، شناخت و آگاهی و بیداری، کسی را کورکورانه به سمتی حرکت نمی دهند)
۴-صفا و خوت
۵-صلاح اخلاقی و رفتاری
۶-اقتدار و عزت
۷-کار و حرکت و پیشرفت دائمی

برای آنکه این نظام اسلامی به سامان برسد ۳ مرحله وجود داشت:
مرحله اول:شالوده ریزی نظام بود کارها و موضع صریحی که پیامبر درمدینه داشت از انتخاب خانه ای که در بدو ورود در آن ساکن شد که خانه یکی از فقیر ترین اهالی مدینه بود، با این حرکت مشخص شد که پیامبر طرف کدام طبقه اجتماعی در جامعه است،پرداخت پول زمینی که برای مسجد خریداری شد از پول شخصی خودش با آنکه آن شخص يتيم بود و صاحبی نداشت ، ساخت مسجد یک مرکز تجمع و اشاعه فرهنگ،دست به کار شدن خود پیامبر در ساخت مسجد همراه با دیگران و … )
پیامبر همه ارزش ها را در عمل مشخص کرد بیش از آنچه حرف او بخواهد در دل ها اثر بگذارد،عمل و سیره او در دل ها اثر گذاشت.
مرحله دوم:حراست از این نظام نوپا دربرابر صاحبان قدرتی که در مقابل او خواهند بود.
مرحله سوم : تکمیل و سازندگی این بنا است.

پیامبر در این راه پنج دشمن را جلو خود میدید.

1-قبایل نیمه وحشی اطراف مدینه(با انهایی که رام تر بودند قرارداد امضاء کرد و با انهایی که به جز زور چیزی نمیفهمیدند مقابله و سرجای خود نشاند)

2-مکه(بزرگترین خطر پیامبر همینجا بود)پیامبر نباید فرصت به ان ها میداد پس او اولین تعرض را به کاروان عبوری انها از مدینه شروع کرد و بعد از ان یکی از جنگ های مهم اسلام یعنی جنگ بدر شکل گرفت و طبق وعده الهی مسلمانان پیروز شدند،و از اینجا مسیر بزرگ تر شدن عوض شد،چون اولین رویارویی مسلمانان با یک لشکر رسمی و مسلح بود که با هدایت الهی و رهبری پیامبر صورت گرفت.

در جنگ بعدی که جنگ احد بود در اول کار که مسلمانان با همان روحیه سابق بودند پیروز شدند امام بعدا که برخی از انان از مسیر خود منحرف شدند امام بعدا که برخی از انان از مسیر خود منحرف شدند متاسفانه برای اسلام گران تمام شد…

در این جنگ خدا به وعده خود عمل کرد ولی سه خصلت که در مسلمانان به وجود امد باعث ضربه بهشان شد:

1-باهم دیگر اختلاف کردند و وحدت کلمه صفوف را برهم زدند.

2-از فرمان رهبر و پیامبر و ان کسی که مسئول اداره امورشان اجتناب ورزیدند.

اخرین جنگ هم خندق بود.ودر نهایت بعد از ماجرای حدبیه(صلح پیامبر با قریش که در اصل پیروزی بود)و سال سوم که قریش پیمان شکستند پیامبرحمله و مکه را فتح کرد و به این ترتیب با قدرت و تدبیر بر دشمن فائق امد.

دشمن سوم یهودیان:این دشمنان تا جایی که میشد پیامبر با انان مدارا و کار فرهنگی کرد چون اهل کتاب و اصطلاحا روشنفکران ان زمان بودند پیامبر ان ها را شکست و بیرون کرد.

نکته:سه قبیله یهود:بنی قینقاع-بنی نضیر-بنی قریظه

دشمن چهارم منافقان:چون این دشمنان داخل مردم بودند و در ظاهر ایمان داشتند ولی در باطن نه پیامبر ان هارا رعایت و مماشات می کرد و عموما با رفتار خود ان هارا رعایت و مماشات می کرد و عموما با رفتار خود ان ها را شرمنده خود می کرد.

دشمن پنجم دشمن درونی همه ادم ها یعنی نفس اماره(پیامبر تا اخرین لحظه هم با این دشمن جنگید با تزکیه نفس،تعلیم و هشدار به مسلمین)

تثبین نظام اسلامی:

ماجرای غدیرخم را میتوان از دو بعد نگاه و بررسی کرد:یکی بعد و دیدگاه تشیع و یکی بعد فرق های مختلف اسلام.

در باب دیدگاه اول قلم های بسیاری نوشته و گفته اند و ما اینجا در مورد ان حرف نمیزنیم و بیشتر به بعد دوم یعنی دیدگاه فرق اسلامی میپردازیم که اهمیتش از بعد اول کمتر نیست.

*پیامبر اسلام در سال دهم هجرت همراه با مسلمانان دیگر به حج مشرف شدند که در این حج دو سخنرانی مهم کردند و توصیه های مهمی به مسلمانان برای ادامه مسیرشان داشتند که عمدتا توصیه های سیاسی بودند که یکی از این توصیه های مهم مسئله جدا ناپذیری قران و عترت پیامبر بود که پیامبر برای ادامه حیات اسلامی مسلمانان را به جدا نشدن از این دو توصیه کردند.

*لذا مسئله غدیر از این بعد که بعد از ایجاد پیوند میان علی ابن ابی طالب و عترت پیامبر دیگر فقط مال شیعه نیست و متعلق به احاد مسلمانان است.

*مسئله غدیر یک مسئله تاریخی صرف نیست:نشانه ای از جامعیت اسلام است اگر نبی مکرم که در طول10سال یک جامعه بدوی الوده به تعصبات و خرافات را با ان مجاهدت های عظیمی که ان بزرگوار انجام داد و به کمک اصحاب با وفایش به یک جامعه مترقی اسلامی تبدیل کرد،برای بعد از این 10سال اگر فکری نکرده بودونقشه ای در اختیار امت نگذاشته بود این کار ناتمام بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محدودیت زمانی فراتر رفت. لطفا یک بار دیگر کپچا را کامل کنید.